close
تبلیغات در اینترنت
کمی تا قسمتی خاطره
طبيب محمد صديقي درمان بيماري ها با گياهان دارويي و طب سنتي
?ترک اعتياد به روش سنتي به کمک عرقيات گياهي
?درمان انواع بيماريهاي تنفسي و گوارشي
?درمان بيماريهاي عصبي و مغزي
?درمان بيماريهاي خوني و قلبي
?درمان بيماريهاي پوست و مو
?درمان بيماريهاي مفصلي و استخواني و عضلاني
?درمان انواع بيماري زنان ( اختلالات قاعدگي ، داروي زاچي، حاملگي،  جلوگيري از حامگي، رحم و....) 
?درمان بيماري دهان و دندان
?درمان بيماريهاي دستگاه تناسلي
?درمان لاغري و چاقي با داروهاي ترکيبي
 ?درمان سنگ کليه و مثانه و سنگ صفرا و پروستات
ايا مي دانيد در طب سنتي اصيل ايراني هيچ بيماري بدون درمان نيست 
 شماره هاي تماس: 02165114469 + 09120580638 + 09155077358
♣کارشناس گياهان دارويي بيش از 50 سال تجربه♣
کاملترين مجموعه گياهان دارويي در منطقه

کمی تا قسمتی خاطره

دکتر انلاين

windows 8 windows 7 opera firefox chrome idm winrar kmplayer kaspersky flashplayer adobe reader

تبليغات رزبلاگ

عطاري انلاين

طبيب محمد صديقي درمان بيماري ها با گياهان دارويي و طب سنتي

?ترک اعتياد به روش سنتي به کمک عرقيات گياهي
?درمان انواع بيماريهاي تنفسي و گوارشي
?درمان بيماريهاي عصبي و مغزي
?درمان بيماريهاي خوني و قلبي
?درمان بيماريهاي پوست و مو
?درمان بيماريهاي مفصلي و استخواني و عضلاني
?درمان انواع بيماري زنان ( اختلالات قاعدگي ، داروي زاچي، حاملگي،  جلوگيري از حامگي، رحم و....) 
?درمان بيماري دهان و دندان
?درمان بيماريهاي دستگاه تناسلي
?درمان لاغري و چاقي با داروهاي ترکيبي
 ?درمان سنگ کليه و مثانه و سنگ صفرا و پروستات
ايا مي دانيد در طب سنتي اصيل ايراني هيچ بيماري بدون درمان نيست 
 شماره هاي تماس: 02165114469 + 09120580638 + 09155077358
?کارشناس گياهان دارويي بيش از 50 سال تجربه?
کاملترين مجموعه گياهان دارويي در منطقه

کمی تا قسمتی خاطره

با سلام

امروز قصد دارم یه خاطره توپ رو براتون تعریف کنم.

چند روز پیش منو به جایی دعوت کرده بودند که چند تا ورزش کار اونجا حضور داشتند منم لباس های ورزشی و کفشم رو توی ساک قرار داده بودم خلاصه یکهو دیدم از سکوی روبروم که تقریبا یک متری هست چند نفر شروع کردند به پریدن فقط میپریدن و هی به زحمت از این یک متر بالا میرفتند خلاصه منم نشستم کلی خندیدم بعد رسید به اینکه بهترینشون می خواست از 2 متری بپره خلاصه یک ساعت ادا و بی مزگی پرید پائین و نزدیک بود پاش پیچ بخوره یک هو یک نفر از میان جمعیت اسم منو صدا کرد بلند فریاد کشید احسان منم بی توجهی کردم و دیدم بازم صدام کرد نگاش کردم دیدم کسی بود که باهم دفاع شخصی تمرین کرده بودیم البته کلی گذشت تا بشناسمش دوباره فریاد کشید کسی بین شما است که شما نمی شناسیدش بازم صدام کرد و گفت اون کسی نیست ( با صدای خیلی بلند ) جز احسان و جمعیت هم کلی تشویق کردند و می گشتند که احسان کیه وای داشتم آب میشدم اومد میان جمعیت و دستم رو گرفت و منم سریع لباسم رو عوض کردم و خودمو گرم کردم فکر کنم 10 دقیقه گذشت اون دوستم گفت آقا احسان فرار کنه و این 3 نفر دنبالش کنند و بگیرنش منم یا علی گفتم رفتم با اون ها سلام کردم البته یه تکنیک دفاع شخصی هم اجرا کردم و دست دو تاشون رو سریع تاب دادم و انداختم زمین وای نمی دونی چه حالی داشت داشتم همش میدویدم کل بدنم خیس عرق البته اول کلی خجالت کشیدم ولی بعد عادی شد و توی اون محیط که نسبتا هم بزرگ نبود از هر چیزی استفاده میکردم برای فرار جمعیت خیلی زیاد شده بود منم اون 3 نفر رو اونقدر دووندم و آخرش رفتم به یه دیوار 3 متری بود فکر کنم حرکت کردم و بالا رفتم البته خیلی تلاش کردم که سریع باشم رفتم بالای دیوار و یه تپه شن تازه ریخته شده یکم از دیوار هم دور بود پیدا کردم و با سرعت پریدم اونجا همه مات مونده بودن اون سه نفر هی تلاش میکردن که بالا بیان ولی نتونستن وای صورتم مثل باران عرق میریخت خیس خیس بودم رفتم و کلی تشویق شدم

وقتی خواستم برگردم خونه یه پسر 20 ساله ای بود و گفت ببخشید شما کجا تمرین میکنید اسم ورزش شما چیه منم گفتم : با چند تا عزیز تو یه جایی از این آسمون و اسم ورزشمون هم پارکوره گفت خیلی دوست دارم یاد بگیرم منم گفتم نمی شه اولا آمادگی بدن رو میخواد بعد باید مثل من یه چند تا دوست خوب داشته باشی تا بتونی هرکجا که امکانش هست تمرین کنی و نه خجالت بکشی و نه بترسی کلی از این ورزش خوشش اومد گفت اسم کسانی که با اونها تمرین می کنی چیه ؟

منم با اون همه خستگی گفتم :

اولیش آقا مرتضی است بعد پویا و توفیق و روح الله و فریاد و صادق و خودم هم که اینجا هستم احسانم گفت بهترین توی گروهتون کیه خودتی گفتم نخیر بین تیم ما هرکدوم استاد دیگری گفت می تونم با شما تمرین کنم منم جواب دادم منم اگر بخوام اول باید از بقیه اجازه بگیرم تازه ما برای بالا بردن کیفیت کارمون هرکدوم داریم توی یه  باشگاه رزمی تمرین میکنیم.

خلاصه با هم کلی گپ زدیم و صحبت کردیم

تراسورهایی که دوست من هستند نگران نباشند چون ذره ای از بدی که نکردم به اون جوون نگفتم .

با تشکر

تراسور احسان

ديدگاه هاي شما ::.
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی